سلام! آمدي؟ از كدامين مسير؟
از آباديِ ابر يا از كوير؟
هر آن گَه ز دنيا دلت گُر گرفت
سراغي از اين جا و باران بگير!
![]()
شورِ شعري نيست
در اين كشمكش
چشمهاي آشولاشم
پيشكش
![]()
سنگْچينْ چشمي
كه باران را
ز خاطر برده است
از تمامِ صفحههاي روشن و تاريكِ تقويمِ خدا
خط خورده است!
عابرِ آباديِ رنگينكمان!
قدرِ بارانِ نگاهت را
بدان!
![]()
شعرِ شيرازهبههمريختهام را
بنويس
گوشهي دفترِ چشمانِ قشنگت
با غم
تا
به هنگامِ ملاقاتِ خدا
در سراشيبيِ باران
نبري از يادم
![]()
بيقراري؟
زخمهايت زَهرهريز و كاري است؟
رويِ خطِّ انتظاري؟
آخرِ اين قصّه هم تكراريِ تكراري است؟
نه! نميخواهم بگويم حق ندارم يا نداري، نازنين!
امّا
كمي
گوش بر قلبِ غريبِ قطرههاي ازنفسافتادهْ سرگردانِ باران ميگذاري؟
اشكِ چشمانِ خدا
در تسلّاي كدامين دل
چنين
بر شانهي شب
جاري است؟
ابرها را لحظهاي تنپوش كن!
گوشهايت را ببند و گوش كن!
دوستت دارم! صدايم ميرسد؟
لعنتي! «من!» را دمي خاموش كن!
دلت آسماني كه شد،عاشقي
پُر از پهلواني كه شد،عاشقي
جوابت به هر كَلكَلِ روزگار
"فقط مهرباني" كه شد، عاشقي
![]()
بيا باران! كه هر جا، خون روان است
برادر با برادر سرگران است
در اين تاريكْ بازارِ سياست
دلم تنگِ تو و رنگين كمان است
«پنجِ وارونه چه معني دارد؟»
خواهر كوچكم از من پرسيد
من به او خنديدم.
كمي آزرده و حيرتزده گفت:
«روي ديوار و درختان ديدم»
باز هم خنديدم.
گفت: «ديروز خودم ديدم، مهران، پسرِ همسايه
پنجِ وارونه به مينو ميداد.»
آن قدَر خنده بَرَم داشت
كه طفلك ترسيد.
بغلش كردم و
بوسيدم و
با خود گفتم:
«بعدها
وقتي باريدنِ بيوقفهي درد
سقفِ كوتاهِ دلت را خم كرد
بيگمان ميفهمي
پنجِ وارونه چه معني دارد.»
رفت و سيبي آورد
نصف كرديم.
دمي خيره بر آن نيمه، به نجوا ميگفت:
«نكند يعني ... يعني ... همين نيمهي سيب !؟»
تنِ آن نيمه، تبِ خواهش بود.
گاز زد.
خندهي لبهاي خدا را چيدم.
خيره بر نيمهي گنديدهي خود خنديدم.
از هنوزِ انتظار
ناشر: برگردانندگان به فارسي
بهداد بداغي (ارديبهشت 1374) و بهين بداغي (بهمن 1375)
عكس و شعرها: علي بداغي
رسمالخط، حروفچيني، صفحهبندي و جلدآرايي: بهداد و بهين بداغي
چاپ و صحّافي: كهنموييزاده
شمارگان: 3000 نسخه
نوبت چاپ: نخست
بها: 1000 تومان
شابك: 2-4131-04-964-978
حقّ چاپ محفوظ
سرشناسه: بهداد بداغي (1374) بهين بداغي (1375)
عنوان و نام برگردانندگان: از هنوزِ انتظار / بهداد و بهین بداغی
مشخّصات نشر: تهران، بهداد و بهين بداغي، 1388
مشخّصات ظاهري: 96 ص.
شابك: 2-4131-04-964-978
وضعيّت فهرستنويسي: فيپا
موضوع: داستانهای کوتاه فارسی - قرن ۱۴
ردهبندي كنگره: PIR۷۹۶۳/د۲۱۶الف۴ ۱۳۸۸
رده ديويي: 62/3 فا 8
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
* نام كتاب : زبـــان فارســي
* نويسنده : علـــي بُداغـــي
* ناشر : انتشارات ميلاد دانش
* حروفْ چيني : بهداد بداغي
* صفحهآرايي : بهداد بداغي
* عكسها و شعرهاي جلد : علي بداغي
* تنظيمات رايانهاي جلد : بهداد بداغي
* مسئول فنّي : مهدي رحماني
* چاپ : معراج
* شمارگان : 2000 جلد
* چاپ اوّل : 1384
* چاپ دوم : 1388
* بها : 47000 ريال
شابك : 6-04-8883-964-978
همه ي حقوق براي ناشر محفوظ است و متخلّفان تحت پيگرد قانوني قرار مي گيرند
بهرهگيري از مطالب كتاب، با ذكر منبع، آزاد است
پخش و فروشِ كتابها:
خيابان انقلاب، روبهروي درِ دانشگاه تهران، كتابِ زمان
سلام اي خسته از پرچين و پرگار!
كلافه از خيابانهاي تكرار!
در اين وبلاگِ باراني، كمي ابر
براي گَهگدارِ گريه بگذار!
لبريزترين ترانه تقديمِ شما
دستم، مگر از دعاي باران، خالي ست
اين شُرشُرِ عاشقانه تقديمِ شما